تبليغاتX
سویدا
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
در صحرا

 

 

 

شتری مرا بوسید .

.

.

.

شتری که بار پیامبران را کشیده بودُ

 با طمطراق خاصی راه می رفت.

مرا بوسید و در گوشم  گفت:

سکوت همان قدر که می تواند وهم بر انگیز باشد

زندگی بخش نیز هست.

.

.

.

.

صحرا ساکت است

تنها صدای جابه جایی شن ها روی هم

و رنگی شبیه نارنجی

 همه جا هست.

        

+ نوشته شده توسط: سیلوا